چته تو؟  

چهارشنبه حدودای ساعت ۱یا ۲ شب بود.داشتم در مورد يه موضوعی که سرکار باهاش دست به گریبان بودم با حضرت آقا حرف میزدم و نظرش رو میخواستم. مسیر بحث يهویی عوض شد. حضرت آقا يه چیزایی میگفت که احساس کردم حالش خوش نیس. خوش نیس یعنی دلتنگه یعنی برگرد. یعنی باش.هرچی سعی کردم بحث رو عوض کنم باز حرف همون حرف بود.میدونستم ادامه دادنش نتیجه ایی نداره و حتی ممکنه خودم هم دوباره هوایی بشم.گفتم نکنه میخوای دوباره شروع کنیم؟گفت اگه بخوام چی؟ گفتم نه. موافق نیس

ادامه مطلب  

 

امروز برای امام جواد صلوات نذر کردم که وضعیت کلاسم بهتر بشه. البته خودمم يه ذره تلاش کنم بد نيست ولی باور کنین با اين شاگردای به اين تخسی تا به حال برخورد نداشتم و نمیدونم یعنی بلد نيستم چکار باید بکنم. میدونم و مطمئنم که بالاخره اونا به سزای اعمالشون میرسن مثل همه کسانی که اذیتم کردن قبلا و خودمم الان دارم حتما تاوان شکستن دل کسایی رو میدم که الان یادم نيست. اونام نفهمیدن از کجا خوردن. البته به جز مدیر مدرسه کوفتی قبلیم. ولی کاش يه جوری بشه که

ادامه مطلب  

پس شنیدار-۷  

میشه بری می شه بری تورو خدا من هر چی بیشتر می گذره برام سخت می شه ..... نمیتونم تحمل کنم بعدشالان برو ....همین الان می خوای باهام چکار کنی... اصلا برای چی موندی الان قراره اخرش بعد اينکه دیگه من نتونستم .به فلاکت افتادم چه بلایی سرم بیاریمگه نه اينکه اخر می خوای بندازی بری خب الان برو همین الان ...... من که کاری نکردم انتقام چی رو می خوای بگیری گناه دارم .........اصلا غلط کردم نمی خوام دیگه هیچ وقت هیچ وقت نمی گم بهت که چی دوست دارم نمیگم بغلم کن ... نمی گم

ادامه مطلب  

 

فردا مدرسه دارم. یکشنبه دیر رسیدم مدرسه چون واقعا فکر میکنم سر ساعت هفت صبح بیدار شدن واسه باندی جنایته. ولی اگه سر ساعت هفت هم بیدارش کنم خودم دیر میرسم مدرسه. هر چند اونقدرا هم دل خوشی از مدرسه ندارم که بخوام زود برسم مدرسه. از طرفی مدیر مدرسه هم دیگه داره کفرش در میاد و هر جوری که هست باید دیگه به اين حرف و حدیثا پایان بدم. خیلی دلم میخواد با دبیرای دیگه که مشورت میکنم رک و پوست کنده بهم مشاوره بدن که باید چکار کنم. ولی متاسفانه همه شون میگن م

ادامه مطلب  

مغز مغذی((:  

SMS داده:بانو، کرم مغذی ینی چی?از اون جایی ک میدونم خیلی اهل کرم و ماسک و ... اين چیزاس،حدس زدم تو یکی از اين سایتا دیده،ولی نمیفهمیدم منظورش از سوالش چيه،زنگ زدم بهش،میگم چی میگی?میگه:کرم مغزی(دقت کنید،مغزی!!!!!) چيه?لازمه بگم چقد بعدش ب مغزی و مغذی خندیدیم و تا همین ی دقه پیشم التماس میکرده ک ب کسی سوتیشو نگم(((((:کلا مریم ی روز سوتی نده،زمین و آسمون جا ب جا میشه(((:بانونوشت:آخاهی داره از جمعه ی سفر یک هفته ای میره،برای اينکه بتونه اين یک هفته رو بره

ادامه مطلب  

مغز مغذی((:  

SMS داده:بانو، کرم مغذی ینی چی?از اون جایی ک میدونم خیلی اهل کرم و ماسک و ... اين چیزاس،حدس زدم تو یکی از اين سایتا دیده،ولی نمیفهمیدم منظورش از سوالش چيه،زنگ زدم بهش،میگم چی میگی?میگه:کرم مغزی(دقت کنید،مغزی!!!!!) چيه?لازمه بگم چقد بعدش ب مغزی و مغذی خندیدیم و تا همین ی دقه پیشم التماس میکرده ک ب کسی سوتیشو نگم(((((:کلا مریم ی روز سوتی نده،زمین و آسمون جا ب جا میشه(((:بانونوشت:آخاهی داره از جمعه ی سفر یک هفته ای میره،برای اينکه بتونه اين یک هفته رو بره

ادامه مطلب  

تا شقایق هست...  

برای دختره تو پلاس کامنت گذاشتم که، جامعه همیشه به زعم آدما بد بوده. و زندگیا سخت بوده. دلیل بر بچه نداشتن نيست. دوستاش من رو زن سنتی دونستن که ارزش زن رو به فرزند داشتن و زائیدن تنزل دادم و زن بی بچه رو پشیزی نمی پندارم و اينا. قضاوت کردم و چه بچه ی بدی هستم. توپم رو بردارم برم دم کوچه خودمون بازی کنم.ننه من قضاوت کردم یا شما؟به هر حال همیشه زندگی کردن سخته. يه زمان نون سر تنور می پختن با يه شکم قلمبه و يه بچه به کول. الان با شکم قلمبه و بچه به

ادامه مطلب  

تا شقایق هست...  

برای دختره تو پلاس کامنت گذاشتم که، جامعه همیشه به زعم آدما بد بوده. و زندگیا سخت بوده. دلیل بر بچه نداشتن نيست. دوستاش من رو زن سنتی دونستن که ارزش زن رو به فرزند داشتن و زائیدن تنزل دادم و زن بی بچه رو پشیزی نمی پندارم و اينا. قضاوت کردم و چه بچه ی بدی هستم. توپم رو بردارم برم دم کوچه خودمون بازی کنم.ننه من قضاوت کردم یا شما؟به هر حال همیشه زندگی کردن سخته. يه زمان نون سر تنور می پختن با يه شکم قلمبه و يه بچه به کول. الان با شکم قلمبه و بچه به

ادامه مطلب  

تا شقایق هست...  

برای دختره تو پلاس کامنت گذاشتم که، جامعه همیشه به زعم آدما بد بوده. و زندگیا سخت بوده. دلیل بر بچه نداشتن نيست. دوستاش من رو زن سنتی دونستن که ارزش زن رو به فرزند داشتن و زائیدن تنزل دادم و زن بی بچه رو پشیزی نمی پندارم و اينا. قضاوت کردم و چه بچه ی بدی هستم. توپم رو بردارم برم دم کوچه خودمون بازی کنم.ننه من قضاوت کردم یا شما؟به هر حال همیشه زندگی کردن سخته. يه زمان نون سر تنور می پختن با يه شکم قلمبه و يه بچه به کول. الان با شکم قلمبه و بچه به

ادامه مطلب  

128  

مدتهاست باخودم فکر میکنم در اين دنیا به دنبال چه هستمبی نتیجه استهربار کلی فکر میکنم - هربار به بن بست مبرسمچند وقتی است که شبها برنامه مطالعه برای خودم گذاشته ام تازه در آستانه سی و شش سالگی دارم میفهمم که ریشه همه ندانسته هایمجهل استهرجه که نمیدانم - از نخواندنهایم درآمدهحاصل سالها زحمت کشیدن برای نخواندن است .مخصوصا اين چند سال اخیر که به شدت به کاسبی چسبده ام - به ندانسته ایم خوب اضافه شدهخوبکتاب (( جامعه شناسی نخبه کشی )) را چند هفته قب

ادامه مطلب  

شنیدارنوشت 95/11/19  

امروز از اون روزهابود روزهای سخت ... آنقدر سخت که هنوز هم بعد ۷ ساعت نمی خواهم هنوز هم فکرکنم در موردشان موقع برگشتن تو راه خونه چند بار نشستم حتی نمی تونستم راه برم ... کل انرژی ام تحلیل رفته بود و هربار یکی از حرفهایت در ذهن کوچک من تکرار می شدخب من از تنبيهی که برای خود در نظر گرفتم بهت گفتم از تنبيه گفتن حس های ناممکنبهت از ماجرای boyfriend  بودنت گفتم از اين نوع نوشتن های عاشقانه وار از اين دلی که منطق نمی شناسد وعاقل نيستچرا دانشم به کارم نمی

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ مهدی مقدم بنام برگرد  

دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم بنام برگرد با کیفیت اورجینالترانه : علی بحرینی / آهنگ و میکس و مستر : سعید سامDownload New Music By Mehdi Moghaddam | Bargardدانلود آهنگ مهدی مقدم بنام برگردBargard , Mehdi Moghaddam , برگرد , دانلود آهنگ برگرد از مهدی مقدم , دانلود آهنگ برگرد مهدی مقدم , دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم , دانلود آهنگ مهدی مقدم برگرد , دانلود آهنگهای مهدی مقدم , متن آهنگ برگرد از مهدی مقدم , مهدی م

ادامه مطلب  

فشار قبر  

رفیقی میگفت میدونی مشکل تو چيه؟ مشکل تو اينه که نمیدونی از دنیا چی میخوای. نمیدونی دنبال چی هستی.با اعصاب داغون و روحی بین زمین و آسمون، حدود ساعت ۵ عصر اومدم تو تخت و خوابیدم.خب البته واضحه که با کمک قرصچندباری خواستم بلند شم و ماشین رو راه بندازم به سمت اصفهان و برم دست گلپسر رو بگیرم و بیارمش تهران، بعد از تو گوشی ه محکمی که به مادرش خواهم زد، ولی دیدم تا اينجای کار راحته، بعدش چکار کنم؟!!همش صحنه کتک خوردن گلپسر از اون افریطه جلوی چشمم بود

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ چنگیز از چاووشی  

چه کردی با خودت چاوش خونه خاک بی زائر چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابرچه کردی با خودت آوازه خونه شهر بی شاعرچه دردی میکشه عاشق فقط پاییز می دونهخراسون از چه میناله فقط چنگیز می دونهعذاب هرزه رویی رو گل جالیز می دونهموذن زاده داره رو مزارت نوحه می خونهمنو بعد تو بادايه پریشون خون بغل کردنگل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردنوجودم آش و لاشه انفجارای دمادم شدپس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردننگاه کن من همون کوهم که روزی پر پرم کردیدل آتش

ادامه مطلب  

بودنَط یکجور ‎،نبودنَط یکجور ‎،با طو تمام بلاتکلیفی ها را تجربه کردم(:  

وبلاگ قدیمیمو میخوندم،از فروردین 91 تا بهمن 92،چ روزای عجیبی بود،سخت و شیرین،همشو دوباره خوندم،کلی از خاطره ها رو یادم رفته بود و دوباره یادم اومد و مثل همون لحظه اول باهاشون از ته دل خندیدم و ذوق کردم،مثل اون صدای مداحی ک تو گوشی پخش شد،مثل اون آهنگ پیشوازی ک بیشتر از هزار بار گوش کردم،مثل بستنی خوردنای رو پل هوایی،مثل خاطرات نیمکت دو نفره و مثل ...چقد اون روزا پر از حس نگرانی بودم،پر از ترس،پر از تنهایی،باورم نمیشه تموم شدن،حتی باورم نمیشه

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ مهدی مقدم بنام برگرد  

دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم بنام برگرد با کیفیت اورجینال
ترانه : علی بحرینی / آهنگ و میکس و مستر : سعید سام
Download New Music By Mehdi Moghaddam | Bargard
 
دانلود آهنگ مهدی مقدم بنام برگرد
Bargard , Mehdi Moghaddam , برگرد , دانلود آهنگ برگرد از مهدی مقدم , دانلود آهنگ برگرد مهدی مقدم , دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم , دانلود آهنگ مهدی مقدم برگرد , دانلود آهنگهای مهدی مقدم , متن آهنگ برگرد از مهدی مقدم ,&nb

ادامه مطلب  

نذر بیجا کردم و ...  

وقتی داشتم پست قبلی رو مینوشتم، با خودم عهد کردم که اگر تو ۴ دی دیگه توهین و تهمتی نبود و اثری از روند خوب و قبول اشتباه بجای بلند کردن انگشت اتهام به سمت من، فرصتی دوباره بدم تا شاید اينبار سربلند باشیم. هردو.و عهد کردم که اگر باز هم روند قبلی ادامه پیدا کرد برم دنبال سرنوشت خودم و برای همیشه اين پرونده رو ببندم.حتی یادآوری کردم که ۴ دی ه و ...نذر هم کردم که اگر اينبار شد، فلان کنم و فلان، و فراموش کنم که چه کرد با من.و عهد کردم که اگر باز بدی شد ب

ادامه مطلب  

روزگار میگذره  

دوشنبه الکی رفتم سر کار و با اين که رییس گفته بود سه شنبه هم بیا و زود برو خونه، باز هم به همکارم زنگ زدم و گفتم سه شنبه نمیام چون باندی مریضه و اونم گفت که هیچ کاری نداریم و حالا که میگی دوشنبه اومدی پس سه شنبه نیا. دیروز ساعت هشت و‌نیم صبح نشسته بودم به قالیبافی که دیدم موبایلم زنگ زد. گفتم خودشونن نامردا. آخرش احضارم کردن. دیدم رییس با توپ پر هر چی تو دهنش بود محترمانه بهم گفت. منم زیاد کشش ندادم و گفتم چشم الان میرم و سریع پاشدم رفتم. بهانه اش

ادامه مطلب  

نوشتار تغییر-۲  

از اينکه تلویزیون روشنه استرس می گیرم یعنی صداش در حالیکه گوش نمی دم به برنامه هاش برام ایجاد استرس کرده ...به هر حال نمی دونم چراالبته دارم سعی می کنم سه تا مقاله رو آماده کنم و احساس می کنم نمیشه یعنی حتی نمی تونم تمرکز کنم اما به خاطر تنبلی خودم و اينکه از جام بلند نشم برم تو اتاق بشینم همینجا نشستم و تمرکز ندارم بچه های زبان دارن برنامه برف بازی می زارن برای فردا .... خیلی دلم می خواد برم ولی خب نمی شه ضمن اينکه فردا تولدمم هست و باید کلی خوشحا

ادامه مطلب  

بیست و هفتم. خوشبختی  

از صبح داره برف و بارون میاد...میتونم درگیری های ذهنی زیادی داشته باشم... به پروژه ای فکر کنم که سه روز دیگه باید تحویلش بدم و هنوز کاری براش نکردم... ولی نه...لب تابمو آوردم نشستم روی میز لب پنجره؛ پنجره رو نصفه باز کردم و جلوش عود روشن کردم با عطر برف پاییزی... نسیم خنک از پنجره میاد تو و بوی تازگی رو توی تمام خونه پخش میکنه ... چایی داغمو گذاشتم کنار دستم و به بخاری که ازش بلند میشه نگاه میکنم... آهنگ جدید پویا (احساس) رو دانلود کردم و با صدای کم بهش گ

ادامه مطلب  

تکون بخورین  

چند روزه از ده دقیقه قدم زدن شروع کردم، دارم زمان رو افزایش میدم.اينقدر مچ و پاشنه ام درد میاد، خنده ام میگیره. موراکامی میگه: عضلات حافظه ندارن. تنبلشون کردم، الان هی جیغ میزنن. تنبلا من گوشم پره. ناله نزنین. تموم شد بخور و بخواب. 

ادامه مطلب  

وهم نوشت۴  

اين همه دوندگی برای زندگی کردنه ایا؟!امروز بعد از کلی فکر به اين نتیجه رسیدم که چقدر احمقانس که اينقدر روزامو پر کردم.....صب و عصر اخه اينم شد زندگی.... پوووووفراستی چرا يهو بغض میگیره گلومو و میخوام بزنم زیر گريه کجای کار لنگه.....؟! چرا اينقدر به همه چی فکر میکنم و غصه میخورم..... چرا حتی حالا که وقتمو پر کردم بازم ناراحتم..... اشکال کجاس؟!عجب روزگاری شده خستم خیلی زیاد دلم میخواد وقت تلف کنم يه عالمه..... 

ادامه مطلب  

آمریکا  

نزدیک دو ماه شده که اومدم آمریکاکشور رویاهاکشوری که خیلی ها خودشون رو میکشن که پاشون به اينجا برسهجالب اينجاست که خیلی از جاهای دیدنیشون هم برمیگرده به بنادری که در سالهای قبل محل ورود مهاجران بوده و محل شروع زندگی جدید برای خیلی ها.خب البته دلیل اينجا اومدن من با خیلی ها متفاوتهمن برای فرار از عشقی که داشت لحظه به لحظه منو به سمت اشتباه میکشوند اومدم، و وقتی اومدم دیدم باز هم نمیتونم از اون عشق دست بردارم و لحظهبه لحظه با منه و شروع کردم به

ادامه مطلب  

تو فقط بگو با روزهای بارانی چه کنم...  

تنها چهار روز گذشته، هر چند که بر من چهل سال رفته است...تمام آنچه اين چند روز انجام داده ام فرار بوده است و فرار.. فرار از فکر کردن به تو.. به چشمان قهوه ای کهربایی گرمت .. به دستان قوی و آغوش تو و بوی تنت.. آخ بوی تنت.. بوی تنت.. بوی تنت... امروز سری به خانه زدم.. همان خانه ای که مال ما نيست و هیچ وقت نبوده و نخواهد بود.. همان خانه ای که فقط سر پناهی شد برای ما.. و هیچ وقت خانه نشد... باید چیزی را برمیداشتم.. در کمد که باز شد پاهایم سست شد.. می دانی؟ به هیچکس نگ

ادامه مطلب  

مسیح و نی نی  

مسیح دیشب میگه:من اين چاقو رو می ذارم رو میزت. اگه وقتش شد، گوگو(به نی نی خانم میگه) رو بیار بیرون. من صبرم تموم شده.میگم: به فرض که من تحمل کردم و شکمم رو پاره کردم، بعدش کی شکمم رو بدوزه؟ بعدشم اينجا آلوده است. من عفونت میکنم، میمیرم. گوگو هم باید دکتر ببیندش. تو ببین میتونی دستت رو يه میل ببری که من اين همه راه شکممو ببرم درش بیارم؟میگه: من نمیدونم. صبرم تموم شده. گوگو کی میاد؟

ادامه مطلب  

مسیح و نی نی  

مسیح دیشب میگه:من اين چاقو رو می ذارم رو میزت. اگه وقتش شد، گوگو(به نی نی خانم میگه) رو بیار بیرون. من صبرم تموم شده.میگم: به فرض که من تحمل کردم و شکمم رو پاره کردم، بعدش کی شکمم رو بدوزه؟ بعدشم اينجا آلوده است. من عفونت میکنم، میمیرم. گوگو هم باید دکتر ببیندش. تو ببین میتونی دستت رو يه میل ببری که من اين همه راه شکممو ببرم درش بیارم؟میگه: من نمیدونم. صبرم تموم شده. گوگو کی میاد؟

ادامه مطلب  

شیاطین در سرشت فرشتگان...نقش بازی کردن های‌مدام....فرشته ایم یا شیطان؟  

یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدم دیگر نه من میتوانم تکان بخورم نه تو.دیگر‌نمیشد خم‌بشوی و کمر مرا بگیری و به سمت خودت روانه کنی و من به چشم هایت مشت مشت بوسه حواله کنم...فهمیدیم روح های لعنتی مان از تن مان درآمدند جای لباس خواب ها.و خُب ، گفتنش آسان نيست اما مرده بودیم.مُرده بودن هیچ خوب نيست اما سگ شرف دارد به زنده ماندن در اين وانفسا....چشم هایمان باز مانده بود.رو به جلو ، روحم را دیدم ، نشسته بودو رخت چرک ها را میشست و روحِ هاف هافوی مزخرفِ تو ر

ادامه مطلب  

شیاطین در سرشت فرشتگان...نقش بازی کردن های‌مدام....فرشته ایم یا شیطان؟  

یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدم دیگر نه من میتوانم تکان بخورم نه تو.دیگر‌نمیشد خم‌بشوی و کمر مرا بگیری و به سمت خودت روانه کنی و من به چشم هایت مشت مشت بوسه حواله کنم...فهمیدیم روح های لعنتی مان از تن مان درآمدند جای لباس خواب ها.و خُب ، گفتنش آسان نيست اما مرده بودیم.مُرده بودن هیچ خوب نيست اما سگ شرف دارد به زنده ماندن در اين وانفسا....چشم هایمان باز مانده بود.رو به جلو ، روحم را دیدم ، نشسته بودو رخت چرک ها را میشست و روحِ هاف هافوی مزخرفِ تو ر

ادامه مطلب  

بر من چه گذشت و من چی کار کردم¡  

ب یک سالو چن ماه قبل ک فک می کنم هیچ کار خوبی برای تو انجام ندادم و اين میتونه برای نابودیم کافی باشه...داشتم ب اين فک می کردم چن ماه پیش دم دای کنکور ک رسما هیچی نمیخوندم و فقط ب سال بعد فک می کردم و تو ذهنم بهترین خودمو نشون میدادم و برای سال بعد نقشه می کشیدم و تو ذهنم هی ریپت ،ریپت ،ریپت میشد انقدی ک هیچیو نمی دیدم و نشنیدم حتی سر جلسه کنکور ب سال بعد و فوق العاده بودنم فک میکردم وقتی از سرجلسه اومدم بیرون تو بغل خاهرم گريه کردم  و در حینی ک ا

ادامه مطلب  

36هفته  

همسر صبح میگه، از صدای ناله ات بیدار شدم.اينقدر خسته بودم،خودم بیدار نشدم. ولی یادمه دنده هام شدید درد می کرد و هی اين پهلو،اون پهلو می شدم. ساعت 2خوابیده بودم و ساعت 6 از همون درد دنده هام بیدار شدم. چون خسته بودم نیم ساعت باز بین خواب و بیداری ناله کردم و چشم گردوندم فهمیدم بهتره بیدار بشم. اين خواب فایده نداره. نشستم تو جام دیدم، هم تشنه ام، هم گرسنه. انگار نه انگار دیشب دو بار شام خوردم. موقعیت عجیبی بود. همسر رو بیخواب کردم دیشب....دیروز

ادامه مطلب  

از پلاسکو تا ...  

نمی دونم چند روزه که ننوشتم، یعنی نوشتم پاک کردم.پلاسکو که خیلی فاجعه ی تلخی بود... حال روحیم خیلی جالب نبوده تو اين مدتی که نبودم. نازک نارنجی بودم شدید الغریب :))حدود یک ماه هست که هیچ کلاسی نمیرم و اين باعث شده بود که از صبح تو خونه باشم تا شب که همسرجان بیاد. رسما پوکیدم :|امروز دوره های ترجمه رو ثبت نام کردم. خوشحالم :)سه روز هم مسافرت بودیم، رفتیم اصفهان پیشِ جوجه جانم... عاشقشم. گردالی ِ خاله :)تا منو می دید دست میزد و يه لبخندِ گنده. تازه

ادامه مطلب  

TT  

مخفف شده ی :"Third Term"   امروز ترم چهار شروع شد، و خب قبل از اينکه بیشتر از اين دیر بشه باید بنویسم که یادم بمونه به احتمال قریب به یقین قشنگ ترین ترم دوران علوم  پايه م بود. قبل از اينکه نمره های گندم وارد سایت بشه و نظرم عوض شه باید بنویسم که چه احساسی داشتم. قبل از اينکه خاطره هام محو شن و یادم بره...   راستش اين ترم دانشجوی پزشکی بودن خوش گذشت و حس می کنم قرار نيست دیگه هیچ وقت همچین خوش گذشتنی رو دوباره تجربه کنم. عددش خیلی خوشگل

ادامه مطلب  

پاسخ دکتر رجبی به سوالات افتادگی پلک مادرزادی  

افتادگی پلک

دوستان سوالات متعدی در رابطه با افتادگی پلک مادرزادی پرسیده بودند که میتوانید پاسخ دکتر رجبی به برخی از اين سوالات را در زیر مطالعه نمایید:

۱- سوال بیمار :

با سلام خدمت آقای دکتر

پسر بنده افتادگی پلک بدو تولد از یک چشم داشته و سال آینده باید به مدرسه برود و از لحاظ بینایی تحت نظر بوده و خوشبختانه مشکل انحراف چشم و بینایی ندارد می خواستم در خصوص عمل جراحی پلک و هزینه عمل و نیز میزان موفقیت عمل بدونم . خواهش دارم راهنمایی بفرمای

ادامه مطلب  

بچه بی مادر؟  

داداشی عزیزم تب داره. باندی عسل من تب داره. طفلک بینوای من تب داره. از دیشب فقط دو ساعت خوابیدم. پاشويه کردم. قرص استامینوفن بهش دادم. طفلکم گفت دوست داره سیب بخوره. الانم نشستم پاش و بدنش داغه، ولی نه اونقدر که بیدارش کنم. پاشم برم دوباره پاشويه اش کنم. کلا دیروز رو‌کم خوابی داشتم و دلم به خواب شب خوش بود. آخر شب دیدم که طفلکم تب داره و فکر کردم با يه قرص سر و‌ته قضيه هم میاد. ولی ساعت چهار صبح بچه از شدت تب از خواب پرید و‌رفت دستشویی و بعدم شروع

ادامه مطلب  

و بعد با سود قریب به نا یقین یک درصدی میگویی حفاری در این مکان مناسب است !  

چه حسی به دست می آید وقتی سال ها در اين فکر بوده ای که راهی رفتی که درست بوده ، تربیتی شده ای که کامل تر از آن نيست و سبکی را برگزیده ای که مانندش را دنیا نیافته ، و همین راه و همین تربیت و همین‌ سبک را برای سال ها بعد و نسل های بعدت برمیگزینی  و سپس به ناگاه یک روز درمیابی که اوه شت....هولی شت ! فاجعه است....کمی به برنامه های خود برای نسل بعدی تان نگاهی بیندازید؟ چه میبینید؟ آینده چگونه ست وقتی هنوز هم برای خودتان سورپرایز های ویژه در نظر دارد؟

ادامه مطلب  

و بعد با سود قریب به نا یقین یک درصدی میگویی حفاری در این مکان مناسب است !  

چه حسی به دست می آید وقتی سال ها در اين فکر بوده ای که راهی رفتی که درست بوده ، تربیتی شده ای که کامل تر از آن نيست و سبکی را برگزیده ای که مانندش را دنیا نیافته ، و همین راه و همین تربیت و همین‌ سبک را برای سال ها بعد و نسل های بعدت برمیگزینی  و سپس به ناگاه یک روز درمیابی که اوه شت....هولی شت ! فاجعه است....کمی به برنامه های خود برای نسل بعدی تان نگاهی بیندازید؟ چه میبینید؟ آینده چگونه ست وقتی هنوز هم برای خودتان سورپرایز های ویژه در نظر دارد؟

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1